ترجمه متون ادبی جایگاهی در مرز زبانشناسی تا نویسندگی

ترجمه متون ادبی جایگاهی در مرز زبانشناسی تا نویسندگی

چند وقت پیش بود که با یکی از دوستان خوش ذوقم در باب ادبیات روسی و ترجمه متون ادبی صحبت می کردیم. صحبت که گرم گرفت، اشاره ی کوتاهی به یکی از رمان های مطرح در ادبیات روس داشتم. اشاره ای که چندان به مذاق دوست عزیزمان خوش نیامد. حالا نه اینکه خیلی در بند ادبیات و رمان خوانی باشد، هر از گاهی سری به داستانی می ‌زند و گاه گاهی همنشین قلم نویسندگان شهیر جهانی می‌ شود. به هر صورت با کمی دلخوری که گویا از نویسنده ی روسی داشت، گفت: "نمی‌ دانم، چه طور می ‌شود که این رمان جایگاهی جهانی دارد و قلم این نویسنده محبوب هر کسی شده است؟! من که فلان رمان را خوانده ام و اصلاً به دلم ننشست. خیلی خشک و بد قلق بود. این نویسنده که با چنین شوق و ذوقی از آن تعریف می کنی، اصلاً قلم شیوایی ندارد." گفتم: "شاید ترجمه بدی از رمان را خوانده‌ ای، به هر حال آن رمان را خیلی ها ترجمه کرده ‌اند. تو کدام یک را خوانده ‌ای؟" با بی اعتنایی گفت: "مگر فرقی هم می‌ کند؟"....

 گفتم: "بله، خیلی فرق می کند. ترجمه متون ادبی داریم تا ترجمه متون ادبی" و بعد به او یک نسخه ی بهتر از ترجمه متون ادبی رمان مذکور را پیشنهاد دادم. خب، ماجرا جور دیگری شد. رفیق ما بعد از خواندن نسخه ی پیشنهادی من، گویی با یک شاهکار از ادبیات روسیه رو به رو شده باشد، خیلی سر شوق آمده بود؛ اما برایش یک سوال ساده مانده بود، سوالی که جوابش را از من می خواست. چه طور ممکن است که یک رمان واحد در ترجمه متون ادبی از نسخه ‌های گوناگون تا این اندازه در سطوح کیفی متفاوتی قرار بگیرد؟!

خب، این شد که خود را متعهد دیدم تا به سوال دوست گرامی پاسخی قانع کننده ای داده باشم. پاسخی که می توانست در غالب یک گفتار اینترنتی در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد. پس در ماجرای ترجمه متون ادبی اندکی دقیق تر از هر زمانی وارد شدم تا حداقل برای خودم این موضوع را موشکافی عمیق ‌تری کرده باشم. از این رو اگر فکر می کنید این مقاله می تواند با رمز و راز رسیدن به یک ترجمه متون ادبی کامل، خوب، زیبا و دقیق یاریتان کند، با ما همراه باشید.

 
ترجمه متون ادبی
 

اصولاً منظور از ترجمه متون ادبی چیست؟

 هر ملتی زبانی دارد و هر زبانی توانایی خلق ادبیات را در خود می‌ بیند. پس می ‌توان به تعداد زبان های زنده ی دنیا، ادبیات داشته باشیم. وقتی در صحبت های عامیانه در هر زبانی هستیم، به راحتی با طیف گسترده‌ ای از جملات، کلمات، عبارات و حتی اصطلاحات ساده و روان رو به رو می ‌شویم. چیز هایی که با اندک دقتی قابل ترجمه خواهند شد. در این بین اگر ترجمه ی شما عاری از زیبایی ‌های کلامی باشد، کسی بر شما خرده نخواهد گرفت.

اما یک زبان در هر جای دنیا همراه با استعداد های خود در طول تاریخ، ادبیاتی برای خودش دست و پا کرده است. از شعر شاعران تا داستان ‌نویسی ادیبان. در برخورد با متون ادبی در هر زبانی نمی ‌توان به یک ترجمه ی تحت اللفظی ساده اکتفا نمود. وقتی یک متن ادبی را با نگاه ترجمه ی کوچه بازاری در زبانی دیگر بگنجانید، هم برای زبان هدف یک متن بی ارزش ساخته اید و هم به ارزش های زبان مبدا به نوعی توهین کرده اید.

مثلاً آیا خود شما که در زبان شیرین فارسی خودتان از شعر شاعرانی چون حافظ و سعدی لذت می برید، تحمل ترجمه ی کوچه بازاری این اشعار ملی را دارید؟

قطعاً هر گونه از ترجمه ی شاعران بزرگ پارسی گو باید بتواند در زبان مقصد همچنان در فضای شعر و شاعری، آن هم در سطح بالا باقی بماند. اما آیا هر مترجم خوب می تواند در سطح و اندازه ‌های حافظ ما شعری را مورد ترجمه قرار بدهد؟ اینجاست که شاعر شهیر آمریکایی، رابرت فراست می گوید: "شعر چیزی است که در ترجمه گم خواهد شد." مراد از کلمه ی گم شدن در جمله این شاعر نیمه آمریکایی، در بطن ترجمه متون ادبی، در واقع گم شدن کلمات و اصطلاحات نیست؛ بلکه گم شدن ذوق هنری شاعر است.

 
ترجمه متون ادبی
 

همه ما می‌ دانیم که یک شعر و یا یک متن ادبی، جملاتی است که دنیای درون شاعر را در خود خلاصه کرده است. وقتی شما این شعر چند خطی را در زبانی اصلی می خوانید به راحتی در دنیای بزرگ شاعر غرق خواهید شد. این دنیای شاعرانه است که در ترجمه متون ادبی گم می شود. چرا که مترجم خوب اصولاً در فهم کامل دنیای شاعر ناتوان است. مثلاً در شعر زیر از حافظ اندکی تامل کنیم:

 "بر آستان جانان گر سر توان نهادن    ***    گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد" 

 

واقعا چه طور می شود از یک مترجم خارجی زبان که اصولاً چندان آشنایی با فرهنگ و تاریخ و مذهب ایرانی ندارد، انتظار یک ترجمه ی دقیق همراه با حفظ روح حاکم بر شعر را داشته باشیم؟! حالا شاید اینطور به نظر آید که خیلی هم سخت نگیرید. ترجمه متون ادبی آنقدر ها هم پیچیده نیست. کافی است اندکی در ترجمه ی کلمات دقیق شویم و آنها را کنار هم بگذاریم. روح شعر خودش ساخته می شود.

اما من می خواهم در باب روح حاکم بر همین بیت اندکی صحبت کنیم. مثلاً شعر به مقوله ی خواندن نماز اشاره می کند. آستان جانان هم درگاه الهی خواهد شد و بعد در نهایت به این مفهوم خواهیم رسید که اگر با خلوص نیت به درگاه الهی سجده کنی می توانی در تمام عالم سربلند باشی؛ اما می ‌توان جور دیگری هم نگاه کرد. مثلاً آستان جانان می تواند یک معشوق زمینی باشد. شاید هم پادشاهی بوده و منظور از سر نهادن می ‌شود تعظیم کردن به او. چرا که می گوید "سر توان نهادن" یعنی شاید شرایطی بوده که بعضی ها نمی توانستند و یا نمی خواستند که تعظیمی داشته باشند. در این تعبیر شاعر می گوید: اگر بر جایگاه پادشاهی کذایی سر تعظیم فرود آوردید، در جمع بزرگان کشور سربلند خواهید شد.

ما حافظ را می شناسیم و به خوبی می ‌دانیم که تعبیر دوم غلط است؛ اما آیا یک خارجی زبان از یک فرهنگ دیگر هم حافظ ما را به خوبی خودمان می شناسد؟ اینجاست که می گویند منظور از ترجمه متون ادبی، ترجمه ی فرهنگ، تاریخ و جایگاه زیباشناسی یک زبان در زبانی دیگر است.

یک مترجم خارجی ‌زبان تنها زمانی می تواند شعر شاعرانی چون حافظ را ترجمه نماید که با شخص شاعر، خلقیات آن، فرهنگ حاکم بر آن، نگاه فلسفی وی، تاریخ زندگی شاعر، تاریخ ادبیات حاکم بر شاعر و... مسلط باشد. از این رو خیلی ساده می گوییم، مترجم خوب در فرایند ترجمه متون ادبی باید قبل از آنکه بر زبان مبدا مسلط باشد، به نوعی بر فرهنگ تا دنیای ادیب آن زبان مسلط شده باشد. جدا از اینکه خود نیز باید شوق و ذوق ادبی در خود داشته باشد.

 
مترجم خوب در فرایند ترجمه متون ادبی
 

ترجمه متون ادبی از قلم زبان شناسان می گذرد و یا ادیبان؟

 ترجمه ی یک متن ادبی از زبانی مبدا، الزاماً در زبان مقصد نیز فضایی ادبی خواهد داشت. پس مترجم خوب باید توانایی نگارش متون ادبی را داشته باشد. در همین تعریف ساده، به راحتی اساسی‌ ترین نیاز یک مترجم در دنیای ترجمه متون ادبی پیدا می ‌شود؛ اما تسلط بر زبان مبدا چه می شود؟ به صرف معنی کلمه به کلمه که نمی ‌توان فرایند ترجمه متون ادبی را به انجام رساند. ادیبی که تسلطی بر زبان بیگانه ندارد، چگونه می تواند از پس ترجمه متون متون ادبی متون زبان مبدا برآید؟ خب، پس احتمالاً مترجم مورد نظر ما بایستی تسلط کافی بر زبان مبدا را هم داشته باشد.

 اما آیا هر زبان شناسی، ادیب خواهد شد؟ و یا هر ادیبی توانایی مترجمان را در درک مفاهیم زبان مبدا خواهد داشت؟ ترجمه متون ادبی مرز دو توانایی است. توانایی در درک زبان بیگانه در کنار توانایی در نگارش متون ادبی. اصولاً توانایی در درک زبان بیگانه یک فعالیت کاملاً اکتسابی است و هر فردی با یک آموزش کامل و درست می تواند آن توانایی را کسب کند؛ اما توانایی در نگارش متون ادبی چگونه است؟ مثلا آیا می توانیم شاعر شدن را به کسی یاد بدهیم؟ و یا از کسی بخواهیم که با قدرت قلم داستایوفسکی داستان نویسی کند؟ موضوع نگارش متون ادبی یک ماجرای ذاتی است و اصولاً کسی می تواند در نوشتن موفق باشد که به نوعی استعدادی در آن داشته باشد. اگر چه این استعداد نیازمند به پرورش خواهد بود.

 از این رو است که عموماً نویسندگان بزرگ، مترجم خوبی می شوند. مانند احمد شاملو، صادق هدایت، صادق چوبک، سیمین دانشور و... ؛ اما آیا نمی ‌توان از یک فرد که تسلط کافی بر زبان بیگانه دارد، انتظار توانایی در ترجمه ادبی را داشت؟ قطعاً اینطور نیست. هستند زبان شناسانی که در ترجمه ادبی یا سایر زمینه ها مانند ترجمه تخصصی روانشناسی بسیار موفق شده اند. 

 موضوع در یک نقطه ی کلیدی پنهان شده است. نقطه ای که فصل مشترک مترجمان حرفه ‌ای در کنار ادیبان توانمند خواهد بود. این نقطه ی کلیدی همان چیز ساده ‌ای است که از هر مترجم و یا ادیبی انتظار آن را داریم. یعنی مطالعه، مطالعه و مطالعه، هر چه بیشتر، یقینا بهتر.

مطالعه رمز و راز موفقیت در ترجمه متون ادبی است. مطالعه می تواند شما را با فرهنگ ها آشنا سازد، سبک‌ های ادبی را برای شما آشکار سازد، در سفر تاریخ و حوادث تمدن های گوناگون ببرد و در نهایت از شما یک فرد همه چیز تمام بسازد. از طرفی خواندن بسیار متون ادبی می تواند از هر کسی یک ادیب بسازد. مترجم ادبی باید مطالعات ادبی بسیاری در هر دو زبان داشته باشد. سبک های گوناگون ادبی در هر دو زبان را خوانده باشد و از درک تمامی فضا های ادبی در هر دو زبان برآید.

 اما رمز دیگری نیز در این ماجرا نهفته است. کسی که می ‌خواهد نویسندگی کند، باید سال ‌ها تمرین نویسندگی داشته باشد. کسی که می ‌خواهد ترجمه متون ادبی کند، باید بار ها تمرین نوشتن را به انجام رساند.در دیگر زمینه ها نیز همینطو، کسی که میخواهد ترجمه کتاب انجام دهد باید بارها تمرین ترجمه کتاب انجام دهد. سعی در نوشتن شما را نویسنده می کند، هر چند استعداد اندکی در آن داشته باشید. پس شاید خیلی نمی شود ماجرای ترجمه متون ادبی را به سمت نویسنده بودن و یا زبان شناس بودن سوق داد. کافی است بر یکی مسلط باشید و همراه با مطالعه و تمرین بسیار، بتوانید به دومی نیز دست یابید. در این مقاله می خواهیم اندکی در هر دو مهارت صحبت کنیم و جزئیاتی از هر دو مهارت بگوییم. اینکه چه طور مترجم خوبی باشید و در کنار ترجمه، نویسنده ی توانمندی بشوید و در نهایت از پس ترجمه متون ادبی برآیید.

 
ترجمه متون ادبی از قلم چه کسانی می گذرد؟
 

ترجمه متون ادبی را بشناسیم

قبل از پرداختن به نکات مترجم بودن و یا نویسنده شدن، بهتر است اندکی خود ترجمه متون ادبی را بشناسید. اینکه اصولاً چه متنی ادبی است و چه ترجمه‌ ای باید با حال و هوای ترجمه متون ادبی را داشته باشد؟

اولین و شاید اصلی ترین وظیفه ای که از یک مترجم می ‌توان انتظار آن را داشت، انتقال مفاهیم معنوی مانده در متن برای خواننده است. یک مترجم می ‌تواند با وفاداری تحت اللفظی و دقیق در کلمات متن اصلی، بر ترجمه متون ادبی احتمالاً منطقی دست یابد؛ اما تضمینی وجود ندارد که توانسته باشد روح حاکم بر متن را محفوظ نگه داشته باشد. اصولاً پایبندی بیش از حد به ترجمه ی تحت اللفظی می ‌تواند به روح حاکم بر متن آسیب برساند.

 از این رو است که مترجم ترجمه متون ادبی باید این توانایی را داشته باشد که با اندک تغییراتی در کلمات و حتی ساختار و جمله بندی، با در نظر گرفتن مفهوم متن اصلی، روح حاکم بر متن ادبی را انتقال دهد؛ اما این ماجرا خیلی هم ساده نیست. چرا که متون ادبی سرشار از کلمات، با معانی متفاوت هستند. اصطلاحات گوناگون، مفاهیم متعدد، کنایه های ادبی در استفاده از کلمات و... ترجمه ی تحت اللفظی یک متن ادبی را تقریباً غیرممکن می سازد. اینجاست که مترجم باید از خلاقیت های خود استفاده کند. البته این خلاقیت ها باید در اختیار آرایه های ادبی در هر دو زبان باشد تا به نوعی منجر به خلق یک جمله ی عجیب و غریب در زبان مبدا نگردد.(تا حدودی در زمینه های دیگر هم به این شکل است. مثلا ترجمه تخصصی پزشکی)

خصوصیت یک ترجمه متون ادبی خوب آن است که زبان ترجمه، مورد توجه خواننده قرار نگیرد؛ بلکه باعث شود تا خواننده بدون حساس شدن در زبان ترجمه، غرق در محتوای حاکم بر مطلب شود. اگر این طور در نظر بگیریم که خواننده باهوش است و در مطالعه به راحتی متوجه ی نقص های نگارشی و یا ضعف ادبی متن می ‌شود، این توجه برای وی آنچنان آزاردهنده خواهد شد که هیچ نمی تواند به اصل مفهوم حاکم در متن دست یابد. ترجمه‌ ای که نتواند خواننده را غرق در روانی و رسایی خود کند، محکوم به شکست است، چرا که یقیناً خواننده ی خود را حساس خواهد کرد.

 اگر چه فرآیند ترجمه، درگیر شدن با اصول ترجمه متون ادبی خواهد بود و رسیدن به اصول ترجمه در مسیر یک ترجمه متون ادبی نیازمند تمرین بسیار خواهد شد؛ اما به صرف تسلط کامل بر اصول ترجمه و توانایی عالی در پیاده سازی آن، یک مترجم حرفه ای در عرصه ی ترجمه متون ادبی خلق نمی ‌شود؛ بلکه ماجرای ترجمه متون ادبی، مهارت های زبانی بسیار بالایی را می ‌طلبد، مهارت های ادبی در هر دو زبان و همچنین خلاقیت در استفاده از این مهارت ها در کنار آشنایی با سبک های گوناگون ادبی.

 
ترجمه متون ادبی را بشناسیم
 

اما اگر تجسم کنیم که مترجم مورد نظر ما بر هر دو مقوله ی اصول ترجمه تا مهارت های کلامی کاملاً مسلط و آشنا است و احتمالاً توانایی عالی در پیاده سازی هر دو را دارد، به این نکته می رسیم که روش ترجمه در ترجمه متون ادبی به چه صورت خواهد بود. اصولاً روش های مطرح شده در مهارت ترجمه در دو دسته بندی کلی تقسیم بندی می شوند: ترجمه لفظ گرا و ترجمه معنا گرا.

 وقتی یک ترجمه لفظ گرا است، یعنی بر معانی تک تک کلمات استوار شده است. این ترجمه همراه با کلمه تا کلمه ی بعدی در متن شکل می گیرد. البته مراد از کلمه صرفاً فقط کلمه نیست، این تعریف می تواند شامل جملات، عبارات و اصطلاحات و حتی پاراگراف ها باشد؛ اما آنچه مشخص است در این نوع از ترجمه، متن قدم به قدم ترجمه می ‌شود.

 در ترجمه های معناگرا، مترجم خیلی پایبند کلمات و جملات موجود در متن نیست. در این فضا مترجم در پی انتقال مفاهیم است و برای این انتقال، خود را مجاز به تغییرات عمده می ‌دان.د مترجم تا وقتی که به این نتیجه رسیده است که مفاهیم در حال انتقال هستند، دلیلی برای پایبندی به اصل متن در خود نمی بیند.

اما متن ادبی ماجرای متفاوتی است. ترجمه متون ادبی یک روش بیشتر ندارد، ترجمه لفظی – معنایی. مترجم در ترجمه متون ادبی باید در انتقال مفاهیم کوشا باشد؛ اما برای این انتقال مجاز به دست بردن در متن اصلی نمی باشد. مترجم متن ادبی نمی تواند برای خودش جمله بسازد، برای خودش جمله ها را جا به جا کند و یا برای خودش کلماتی را اضافه و یا حذف کند. در ترجمه متون ادبی، متن باید با کوچکترین تغییری مفهوم را برساند. ماجرایی که چندان آسان به نظر نمی آید. همان ‌طور که اصل حاکم بر ترجمه متون ادبی بر انتقال مفاهیم نهفته است، به همان اهمیت، این ترجمه از مسیر ترجمه ی لفظ به لفظ تولید نخواهد شد. وفاداری به معنا در ترجمه متون ادبی بسیار متفاوت است با وفاداری به معنا در دیگر روش‌ های ترجمه.

ماندن بر دو راهی نویسنده تا خواننده در ترجمه متون ادبی 

نویسنده می‌ خواهد دنیای درون خود را همراه با جادوی قلم به کاغذ جاری سازد. پس نوشته ‌های او بازتاب تفکرات او هستند. مترجم در ترجمه متون ادبی باید به هر نحوی حافظ تفکرات نویسنده باشد. پس به نوعی باید جانب نویسنده را بگیرد؛ اما این جانب داری، متن او را برای خواننده کمی گنگ خواهد کرد. نویسنده در زبانی بیگانه برای خواننده نوشته است و در آن به وفور از اصطلاحات تا عبارات ادبی استفاده کرده است. وقتی مترجم به آنچه نویسنده نوشته است، پایبند می شود، باید تمام آن عبارات بیگانه را عیناً ترجمه کند. نتیجه متنی خواهد شد که برای هیچ خواننده ای جذاب نخواهد بود.

پس مترجم در ترجمه متون ادبی باید جانب خواننده را بگیرد. چرا که او با هدف مخاطبانش دست به ترجمه زده است و این مخاطبان مهم هستند؛ اما وقتی جانب خواننده را می گیرد، یقینا از سمت نویسنده دور شده است. ترجمه متون ادبی ماجرای بی پایان همین دو راهی است. مترجم، گاه حیران این دو راهی می شود و شاید مستاصل از این ماجرا، جز خستگی دنیای ترجمه چیز دیگری برای خودش بر ندارد.

اما مترجم هوشمند می داند که در ترجمه متون ادبی در کجای این دو راهی بایستد. چه زمانی در جانب نویسنده قلم براند و چه زمانی هوای خواننده را داشته باشد. مترجم در دنیای ترجمه متون ادبی به خوبی می داند که در جانب داری های خود چه چیز هایی را فدای چه چیز های دیگر کرده است.

ماندن بر دو راهی نویسنده تا خواننده در ترجمه متون ادبی

 

نمی شود شروع به ترجمه متون ادبی کنید و از همان ابتدا مدام در سمت نویسنده تا خواننده چرخ بزنید. این یک تصمیم در ابتدای ماجرا است. از همان آغاز ترجمه متون ادبی، مترجم باید تصمیم خود را گرفته باشد که در کدام سمت ماجرا قلم خود را به کار گیرد. و وقتی می تواند بهترین تصمیم را بگیرد که حداقل برای یک بار هم که شده، آن هم از روی نگاهی گذرا، تمام متن را خوانده باشد. مترجم در دنیای ترجمه متون ادبی وقتی موفق می شود که در گام اول، قبل از آنکه در گیر و دار ترجمه ی خود بیفتد، بداند که قرار است چه چیزی را ترجمه متون ادبی کند.

ترجمه، دنیای ناآشنایی نیست که مترجم بنشیند و ببیند چه پیش خواهد آمد و سپس سبک ترجمه ی خود را انتخاب کند.در برخی از حوزه ها مانند ترجمه تخصصی مدیریت شاید روش های ساده تر جوابگو باشد اما خیلی عجیب است اگر مترجمی قبل از خواندن متن ادبی اقدام به ترجمه متون ادبی نماید. مترجم باید سبک ترجمه ‌ی خود را انتخاب کند و برای این انتخاب باید بداند با چه چیزی رو به ‌رو شده است. 

توانایی نوشتن، اصل اول در ترجمه متون ادبی 

بر باور خیلی ها نویسندگی و نویسنده بودن یک مهارت ذاتی است. توانایی که از بدو تولد در کسی وجود خواهد داشت و در بزرگسالی خودش را نشان می دهد. این طور افراد فکر می ‌کنند که نویسنده ها ذاتاً توانایی بالایی در نوشتن دارند. از این رو تمام کسانی که استعدادی در این امر ندارند، لزوماً نمی ‌توانند چیزی را نگارش کنند؛ اما آنها که در امر نویسندگی مهارت دارند، به طور نسبی این باور را رد می ‌کنند. خیلی از نویسنده های موفق خاطرات سختی های خود را برای نویسنده شدن به راحتی بیان کرده ‌اند. مرارت ها، تمرین های بسیار، شکست های سنگین و مطالعه همیشگی تقریباً در ابتدای دوران حرفه ‌ای هر نویسنده ی موفقی وجود دارد.

تمام نویسنده‌ ها اگر در پای صحبت شان بنشینید به این واقعیت اعتراف خواهند کرد که اگر فلان کتاب نبود، فلان دوره آموزشی را نمی گذراندم، در نزد فلان استاد شاگردی نمی‌کردم و یا فلان تمرین را سال ها تکرار نمی کردم، احتمالاً حالا یک نویسنده موفق نبودم. پس نویسندگی یک هنر است. هنری که یک سوی آن در دنیای استعداد نهفته است و سمت دیگر آن در گرو همت و تلاش و پشتکار به جهت کسب مهارت های اصولی می باشد. 

وقتی توانایی صحبت با یک زبان را دارید که همگی دارند، لزوماً می توانید در زبان مذکور چیز هایی را بنویسید. فقط کافی است آنچه بر زبان گفته ‌اید را در مقام قلم بر صفحه کاغذی جاری سازید. در این بین تنها نیازمند کسب مهارت هایی هستید که بتوانید گفتار نوشته شده ی خود را در شرایطی استاندارد و یا الهام بخش مانند متون ادبی قرار بدهید.

 اما این مهارت ها در نگارش متون ادبی که تمامی آنها اکتسابی هستند، چه چیز هایی می باشند و چطور کسب می شوند؟ در ادامه با اندکی از این مهارت ها در نوشتن آشنا می شویم. مهارت هایی که می توانند در زمان ترجمه متون ادبی راهگشای شما باشند. 

اصل اول در ترجمه متون ادبی

 

• سبک نگارش خودتان را پیدا کنید: مطمئن باشید که تنها یک راه و روش برای نوشتن وجود ندارد. همان طور که هر نویسنده سبک خاص خودش را دارد، احتمالاً شما هم سبک خودتان را داشته باشید و یا بگردید و سبک خودتان را پیدا کنید؛ اما این سوال پیش می آید که نوشتن در یک سبک شخصی هر اندازه که زیبا باشد چطور می‌ تواند در ترجمه متون ادبی به کار آید. این ماجرا مگر جز این نیست که در هنگام ترجمه متون ادبی باید به سبک قلم نویسنده پایبند باشیم. بهتر است در نظر داشته باشید که برای مترجم شدن الزاماً باید نویسنده خوبی باشید و برای نویسنده شدن باید از یک جایی شروع کنید.

شما از جایی که بر آن مسلط هستید شروع خواهید کرد و با تمرین بسیار زمانی که اصول نوشتن را یاد گرفته اید می توانید در دنیا های دیگر از نوشتن قلم برانید و احتمالاً ترجمه متون ادبی داشته باشید. این یک موضوع خیلی ساده است. شما اول باید اصول نوشتن را یاد بگیرید تا بتوانید ترجمه متون ادبی داشته باشید و وقتی نوشتن را یاد می گیرید که آن را با آن سبکی که دوست دارید تمرین کرده باشید. 

همه به خوبی می دانیم سبک ترجمه تخصصی کامپیوتر با سبک های دیگر ترجمه تخصصی انگلیسی به فارسی کاملا متفاوت است.

• دامنه واژگان خود را تکمیل کنید: همانطور که برای مترجم شدن لزوما باید از دامنه واژگان بالایی اطلاع داشته باشید، برای نوشتن در فضای ترجمه متون ادبی نیز باید بر واژگان زبان مادری خود مسلط باشید. واژه ها نمی توانند به تنهایی مسیر جملات و یا مفهوم متون را عوض کنند. ولی می توانند در زیبا شدن متن تأثیر عمیقی بگذارند. در زبان فارسی واژگان معادل و هم معنی بسیار داریم. واژگانی که استفاده صحیح از آنها می‌تواند یک ترجمه متون ادبی ساده را به یک شاهکار ادبی خاص تبدیل نماید. البته در انتخاب واژگان باید دقت کنید. استفاده ی زیاد از یک واژه قطعا تاثیر مطلوبی نخواهد داشت. از طرفی برخی از واژه ها بسیار زیبا هستند، اما شاید منسوخ شده باشند. استفاده از واژگان منسوخ شده در متن چه در هنگام نویسندگی و یا ترجمه متون ادبی، باعث دل زدگی خواننده از متن شما خواهد شد. 

 

• تا می توانید بنویسید: بهترین تمرین برای نویسنده شدن، خود نوشتن است. پس تا می‌ توانید بنویسید. اما از چه چیزی بنویسیم؟

گاهی آنچه در ذهن دارید، گاهی آنچه را که می بینید و گاهی هم می توانید نوشته های دیگران را بازنویسی کنید. این موضوع خیلی ساده است. ببینید متنی که در یک روزنامه، کتاب، مجله، اینترنت و یا هر جای دیگری می خوانید می تواند به شکل دیگری هم نوشته شود و اگر می ‌توان نوشت آن را به شکل دیگری بنویسید.

این تمرین می تواند در مهارت های نوشتاری در فرایند ترجمه متون ادبی بسیار راهگشا باشد. البته در بازنویسی سعی کنید سبک خود را تمرین کنید و یا اینکه در مهارت های بالاتر در سبک نوشتار نویسنده متن را بازنویسی کنید. اینکه بتوانید همانند سبک قلم نویسنده متنی را بازنویسی کنید در اصل بهترین مهارت در انجام ترجمه متون ادبی را کسب کرده اید. چرا که در ترجمه متون ادبی باید بر سبک نگارش نویسنده پایبند بمانید.

پایبندی بر سبک نگارش نویسنده در ترجمه متون ادبی 
 

• قواعد نوشتار را یاد بگیرید: به هر حال وقتی می نویسید باید قواعد حاکم بر نوشتن را رعایت کنید. قواعدی که در زبان نویسندگی با عنوان درست نویسی از آن یاد می شود. این قواعد را نمی توان به صرف تمرین بسیار کسب کرد؛ بلکه در ابتدای امر باید از چند و چون آن آگاهی های لازم را کسب کرده باشید. پس باید مطالعه دستور زبان داشته باشید.

اگر با اهداف انجام ترجمه متون ادبی می خواهید قواعد نویسندگی را یاد بگیرید، فراگیری قواعد حاکم بر نوشتن را باید چه در زبان مبدا و چه در زبان مقصد در برنامه های خود داشته باشید. بدین ترتیب همراه با مطالعه درست در کنار تمرین هر آنچه خوانده اید و یاد گرفته‌اید در زمانی منطقی بر تمامی اصول درست نویسی مسلط خواهید شد.

اگر درست نویسی را بلد نباشید متن شما خواننده را حساس خواهد کرد. خواننده باید در متن غرق شود به گونه ای که هرگز متوجه قواعد نوشتاری در متن نباشد. وقتی خواننده به قواعد نوشتاری حساس می شود که در هنگام خواندن دچار سکته های کلامی بشود. یک جمله بندی غلط، کلمه ی ربط بی جا و یا بی ربط، زمانبندی غلط در جمله، نبود فعل و یا ناقص بودن جمله می تواند خواننده را از مطالعه ی روان متن بازدارد.

• ساده بنویسید: نوشته های شما قرار است توسط کسانی خوانده شود که می خواهند از خواندن آن لذت ببرند. پس بهتر است که در جملات و کلمات عجیب و غریب ، فهم آن سخت نشود.

ساده نویسی شرط مهمی در نویسندگی می باشد. البته در ترجمه متون ادبی (یا مثلا هرگونه ترجمه تخصصی مقاله) باید با توجه به سطح سختی تا سادگی متن هدف، میزان ساده بودن ترجمه را مشخص نمود. اما اگر می خواهید تمرین نویسندگی کنید بهتر است ساده نویسی کنید. به یاد داشته باشید که تمام نویسندگان بزرگ ساده می نویسند. چرا که نویسنده وقتی بزرگ می شود که نوشته‌ هایش را توده مردم بخوانند. نویسنده های بزرگ می ‌دانند که در عین سادگی چگونه متن های خود را زیبا کنند. چرا که آنها سبک نگارش خود را دارند و بر آن سبک تسلط بالایی کسب کرده اند.

توصیه می شود که به جای فراگیری کلمات سنگین و یا جمله بندی های خاص بهتر است که مهارت ساده نویسی را یاد بگیرید. این مهارت های ساده نویسی می تواند برای شما مخاطب های بسیاری را به ارمغان آورد. مردم دوست دارند چیزی را بخوانند که از آن به راحتی سر در می آورند. 

ساده نویسی در نویسندگی

 • در هنگام نوشتن وقفه نیندازید: متن ها در نویسندگی همراه با تفکر جاری حاکم بر ذهن نویسنده شکل می گیرند. وقتی یک نویسنده شروع به نگارش متن خود می کند به مرور که پیش می رود ابعاد بهتری از فضای مورد نظر خود را در ذهن خلق خواهد کرد. چارچوب کلی متن را در ذهن شکل خواهد داد و در نهایت تا انتهای آن چیزی که می‌خواهد بنویسد را تجسم خواهد کرد. هر گونه وقفه در این زمینه یعنی گسستگی در افکار نویسنده و به هم خوردن نظم نوشتن.

پس اگر می خواهید نویسنده خوبی باشید، برای هر موضوعی که قلم می رانید، آن موضوع را تا انتها در یک نفس از قلم خود بنویسید. این موضوع در فعالیت ها با هدف ترجمه متون ادبی بیشتر خودش را نشان می دهد. چرا که در طول ترجمه متون ادبی ناخودآگاه سوار بر تفکرات نویسنده متن خواهید شد و همراه با وی در دنیای متن پیش رویتان سیر خواهید کرد.

وقتی در نگارش ترجمه متون ادبی خود وقفه می اندازید، احتمال آنکه رشته تفکرات نویسنده را از دست بدهید خیلی زیاد است؛ اما ممکن است اینطور سوال پیش آید که با متون بزرگ ادبی چه کنیم؟ مثلاً یک رمان را نمی توان در یک بار نشستن پشت میز ترجمه به انتها رساند. خوب جواب خیلی ساده است. فصل به فصل، موضوع به موضوع و حتی پاراگراف به پاراگراف این عملیات پیوستگی را اجرایی کنید. البته در نظر داشته باشید که در ترجمه متون ادبی  احتمالا یکبار از قبل متن را خوانده اید و کم و بیش با فضای ذهنی نویسنده آشنا شده اید. از این رو در هنگام وقفه چندان نگران از دست دادن رشته ی تفکرات نویسنده نخواهید شد. 

 

 • ویرایش را از یاد نبرید: آنچه از شما یک نویسنده خوب و یا یک مترجم مسلط بر ترجمه متون ادبی می سازد، نتیجه نهایی کار شما خواهد بود. متنی که قرار است در مسیر انتشار قرار گیرد را همه می خوانند. اصولاً چه کسی متوجه نگارش های ابتدایی شما از متن می‌شود. خوب، این چیزی نیست که قرار باشد برای هر کسی باز خوانی کنید. اگر در نگارش اولیه متن خود رضایت یک نویسنده بودن را احساس نمی کنید، ایراد در توانمندی شما نمی باشد؛ بلکه شما از مرحله مهمی با عنوان ویرایش غافل شده اید. همه نویسنده های بزرگ متن های خود را ویرایش می کنند و حتی گاهاً متن های پیش ‌نویس خود را به کلی تغییر می ‌دهند. این خیلی مهم است که بدانید پیش نویسی در نویسندگی یک الزام است و شما در پیش نویس های خود تازه ابعاد واقعی آن چه را که می خواهید بنویسید پیدا می کنید. 

فن ویرایش در اصول کلی ترجمه متون ادبی نیز جایگاه ویژه ‌ای دارد. شما در ابتدای امر ترجمه متون ادبی احتمالاً آنچه به زبان اصلی خوانده اید را در جملاتی ساده برای خود ترجمه خواهید کرد و در کاغذ یادداشت خواهید نمود. این یک ترجمه خیلی مقدماتی از متن مورد نظر شما می باشد. ویرایش آنچه نوشته اید می تواند فضایی ادبی برای ترجمه متون ادبی شما به همراه داشته باشد. ویرایش می تواند باعث شود تا شما جمله بندی های بسیار زیباتری را در ترجمه متون ادبی خود بسازید. البته ویرایش نباید وظیفه ی امانت داری شما در هنگام ترجمه متون ادبی را زیر سوال ببرد.

ویرایش متن در نویسندگی

 • در نویسندگی خلاق باشید: خلاقیت در هر حرفه ای حرف اول را می زند. در دنیای نویسندگی نیز جایگاه خودش را دارد. خلاقیت می تواند جنبه های گوناگونی داشته باشد. یک سبک ادبی جدید، یک نگارش خاص، جمله بندی های متفاوت، موضوعات جذاب و جدید و... همگی از جمله خلاقیت ها در امر نویسندگی می باشند. ترجمه متون ادبی نیز می تواند همراه با خلاقیت های بسیار زیادی باشد. در نظر داشته باشید که در هنگام ترجمه متون ادبی یک سوی شما نویسنده ای است در زبان مقصد. ایجاد عبارات جدید، معادل سازی های زیبا، استفاده درست از واژگان و... از جمله خلاقیت ها در امر ترجمه متون ادبی هستند.  

در امر نویسندگی نکات بسیاری وجود دارد که خارج از حوصله این گفتار خواهد شد . آشنایی با سبک های گوناگون نوشتاری، درک مکتب های ادبی، تحلیل قواعد پیچیده نگارشی، ایجاد ساختارهای متنی، داشتن یک فضای باز ذهنی از آنچه که می خواهید بنویسید و...  تمامی نکاتی است که همه نویسنده ها بر جزئیات آن آگاهی کامل دارند. البته قرار نیست که در ابتدای امر نویسندگی به مانند یک استاد تمام عیار از همه ی جنبه های نویسندگی آگاه باشید. نگران نباشید، اگر در دنیای نویسندگی فعال باشید، این آگاهی ها به مرور زمان ایجاد خواهند شد.
اما هدف کلی از این مقاله پرداختن به مقوله ترجمه متون ادبی می‌باشد نه خود نویسندگی. از آنجا که یک مترجم ادبی در قدم اول باید مهارت های نوشتن را داشته باشد، پرداختن به نکاتی که قید کردیم به راحتی می‌تواند از هر فرد مسلط بر یک زبان بیگانه مترجم حرفه ای در حیطه ترجمه متون ادبی خلق کند. اما قواعد حاکم بر ترجمه متون ادبی هم نکاتی دارد. نکاتی که به صرف فراگیری یک زبان بیگانه نمی‌توان آنها را فرا گرفت. 
 

نکاتی که رعایت آنها می تواند از شما مترجم بهتری بسازد 

احتمالاً یک دانشجوی زبان خارجه هستید و یا اینکه در این رشته های تحصیلی فارغ التحصیل شده اید و حالا می خواهید در رشته های تخصصی خود فعالیت اقتصادی داشته باشید. شما می توانید زبان خارجه ای که بر آن مسلط هستید را آموزش بدهید. می توانید به عنوان یک مترجم آنلاین در خدمت شبکه ‌های اینترنتی باشید  و خدمات سفارش ترجمه دیگران را انجام دهید. می توانید در یک سازمان و یا نهاد دولتی و شاید خصوصی در زمینه روابط بین الملل فعالیت کنید و یا اینکه یک مترجم حرفه ای در حوزه های ادبی باشید. تقریباً تمام کسانی که بر زبانی خارجه مسلط شده اند می خواهند که یک مترجم حرفه ای باشند. اما ترجمه متون ادبی خارج از تسلط بر زبان خارجه نیازمند برخی از توانمندی ها می باشد. نکاتی که باید رعایت شود، دانسته هایی که باید فراگیری شود و علومی که باید از چند و چون آن اطلاع کافی حاصل آید.

 

از همه اینها گذشته بهتر است اندکی در یک فضای ساده با برخی از نکات کلیدی در رسیدن به مهارت ترجمه متون ادبی آشنا بشوید. نکاتی که در عین سادگی می توانند تحول بزرگی در امر تخصصی هر مترجمی ایجاد نمایند.

 نکاتی برای مترجم خوب شدن

* گام اول: شاید در اولین قدم برای داشتن یک ترجمه متون ادبی موفق آن باشد که برای یک بار متن مورد نظر را بخوانید. به هر حال کسی که قصد ترجمه متون ادبی دارد الزاماً باید بتواند به شکل روان متن اصلی را خوانده و آن را تحلیل کند. خواندن یکباره متن می تواند دیدگاه کلی از آنچه می خواهید ترجمه کنید را در اختیار شما بگذارد و به این ترتیب به راحتی با مفهوم کلی متن، سبک نگارشی و اهداف آن آشنا شده و راحت تر قلم در نگارش ترجمه متون ادبی خواهید گذاشت.

 * گام دوم: شما باید برای ترجمه متون ادبی خود یک قاعده داشته باشید. برای آنکه در متن گم نشوید و از طرفی به اصل رعایت حق نویسنده پایبند باشید، بهتر است در یک شکل مرحله ای اقدام به ترجمه متون ادبی نمایید. شما باید متن را در واحد های کوچک شده ترجمه کنید و در نهایت تمام این تقسیمات را در پایان ترجمه به یکدیگر متصل نمایید. اگر می خواهید کلمه به کلمه ترجمه متون ادبی داشته باشید یقینا مفهوم را گم خواهید کرد و اگر بخواهید پاراگراف به پاراگراف ترجمه نمایید، احتمالاً اهداف نویسنده را گم خواهد شد. بهترین انتخاب جمله می باشد. پس بهتر است ترجمه متون ادبی خود را به شکل جمله به جمله انجام دهید.

* گام سوم: هر جمله ‌ای از اجزای گوناگون ساخته می شود که ممکن است کم و زیاد بشود. اما هر جمله ‌ای در هر زبانی از یک قاعده کلی تبعیت می ‌کند. قاعده ای که برای هر جمله انتظار وجود نهاد و گزاره را دارد. پس در جملات تحت ترجمه خود قبل از هر اقدامی در امر ترجمه به دنبال نهاد و گزاره جمله باشید. به این ترتیب به راحتی می توانید با ترجمه کلمات و دیگر اجزای جمله، جمله مورد نظر خود را در زبان هدف بسازید.

* گام چهارم: در مواجهه با جملات طولانی هوشمند باشید. هرگز یک جمله طولانی را با یک بار خواندن ترجمه نکنید. بهتر است در جمله های طولانی کلمات حساس، سنگین و یا مهم در جمله را شناسایی کنید. کلماتی که مفهوم جمله حول محور آنها خواهند چرخید و با دانستن این کلمات می توان ترجمه متون ادبی راحت تر و دقیق تری داشت.

* گام پنجم: مطمئن شوید که به یک ترجمه صحیح رسیده ‌اید. هر زبانی می تواند پر از کلمات، اصطلاحات، عبارات و حتی جملات با معانی متفاوت باشد. گاهی پیش می ‌آید که در یک متن معنی لغوی جمله با مفهوم آن سنخیتی ندارد. این نکته را در همین زبان فارسی خصوصاً متون ادبی به وفور می توان یافت. به یاد داشته باشید که شما در حال ترجمه متون ادبی هستید و در متن های ادبی استفاده از کلمات و جملات چند پهلو است که زیبایی های کلامی را می سازد.

* گام ششم: متوجه کنایه ها، ضرب المثل ها و چیزهایی شبیه به این موارد در متن باشید. هر چند نمی ‌توان یک ضرب المثل را به شکل کلمه به کلمه ترجمه نمود و در زبان مقصد نگارش کرد. چرا که باید مفهوم آن ضرب المثل انتقال یابد و در ترجمه کلمه به کلمه این موضوع اتفاق نمی‌افتد. اما هدف برای انتقال مفاهیم دلیلی نمی ‌شود که شما حقیقت مانده در متن را لو بدهید. اگر قرار باشد که مفهوم به شکل واضح و خارج از کنایه و امثال آن در مطلب بیاید، خود نویسنده در زبان اصلی این کار را می‌ کرد. پس وقتی نویسنده می ‌خواهد در پرده حقیقتی را گفته باشد، مترجم نیز باید در ترجمه متون ادبی خود این پرده ها را ایجاد کند. در چنین مواردی مترجم باید هوشمندانه به سراغ ضرب المثل ها، کنایه ها و یا اصطلاحات معادل در زبان مبدا برود.

* گام هفتم: سبک نگارش نویسنده را پیدا کنید. در یک متن ادبی لحن نوشتار بار ها مورد تغییر قرار می ‌گیرد و گاهی به شکل یک متن رسمی و اداری می ‌شود، گاهاً در قالب یک زبان محاوره‌ ای بیان می‌شود، در برخی از موارد لحن کوچه بازاری به خود می ‌گیرد، جاهایی کنایه دار می شود و شاید در زمان هایی با متن های طنز آمیز رو به رو شویم. در چنین مواردی مترجم در مسیر ترجمه متون ادبی باید هوشمند باشد و بداند که هر لحظه با چه سبکی از نگارش رو به رو شده است. در غیر این صورت به راحتی اسیر یک متن خشک و خالی از لطایف نوشتاری خواهد شد.

* گام هشتم: دستور زبان ها را در هر دو زبان در نظر بگیرید. اصولاً وقتی اقدام به ترجمه متون ادبی می ‌کنید، متن پیش ‌نویس شما با قواعد نگارشی زبان مبدا تنظیم خواهد شد. این یک اتفاق ناخودآگاه است. دقت کنید که برای رسیدن به ترجمه متون ادبی و قواعد نگارشی باید در زبان مقصد تنظیم شوند. این موضوع می ‌تواند با مهارت جمله سازی در مترجم همراه باشد.

مترجم در هر فضایی از ترجمه خصوصاً ترجمه متون ادبی باید مهارت بالایی در امر جمله سازی داشته باشد. یعنی عناصر جمله در زبان مبدا را به گونه ای جا به جا کند که در زبان مقصد علاوه بر مفهوم بودن ظاهری ادبی بر خود بگیرد و در عین حال مفهوم آن از دست نرود.

 

تمرین و مطالعه در ترجمه متون ادبی

تمام آنچه در این مقاله خواندید نکاتی بود که رعایت آنها می تواند در امر نویسندگی و داشتن یک ترجمه متون ادبی موفق کمک حال شما باشد. اما تمام موارد ذکر شده نکاتی نسبی است که می تواند در درجاتی از اهمیت برخوردار باشند.حتی اگر یک فعال در زمینه ترجمه تخصصی فارسی به انگلیسی هستید بسیاری از این نکات در ذات فعالیت نویسندگی و یا ترجمه متون ادبی قرار دارند. به گونه ای که هر فرد حرفه ای کاملا ناخودآگاه آنها را انجام می دهد. برای رسیدن به این ناخودآگاه راهی نیست جز اینکه تمرین و مطالعه ی بسیار داشته باشید.

 

دیدگاه شما چیست؟